/ بلاگ / ۱۰ واقعیت تاریخی بسیار جالب و بامزه ای که باورشان سخت است | قسمت اول

۱۰ واقعیت تاریخی بسیار جالب و بامزه ای که باورشان سخت است | قسمت اول

16 خرداد 1403 0
79بازدید

بر اساس یک گفته قدیمی و حکیمانه، مردمی که تاریخ را نمی دانند محکوم و مستعد تکرار دوباره آن هستند. بلکه اطلاع از تاریخ حیاتی است و نه تنها اسامی و افراد مشهور بلکه هر جزییاتی از دوره ای که افراد مهم تاریخ در آن زندگی کرده اند نیز می تواند بسیار مهم باشد. با این وجود برخی واقعیت های تاریخی چنان حیرت انگیز و غیرمنتظره هستند که به بخش های بامزه و خنده دار از تاریخ تبدیل شده اند و حتی اگر مردم سعی کنند نیز امکان تکرارشان وجود ندارد.

۱- در سال ۱۹۲۷، انتخابات عمومی در لیبریا عنوان «متقلبانه ترین انتخابات تاریخ» را کسب کرد

در سال ۱۹۲۷، در نتیجه عجیب ترین و متقلبانه ترین انتخابات ریاست جمهوری لیبریا، چارلز دی بی کینگ پیروز انتخابات اعلام شده و رقیبش توماس جی فالکنر را شکست داد. چارلز دی بی کینگ رهبر حزب Tue Wing بود و توانست نام خود را به دلیلی خنده دار در کتاب رکوردهای تاریخ گینس ثبت کند. او ۲۴۳,۰۰۰ رأی بدست آورد در حالی که آرای رقیبش تنها ۹,۰۰۰ رأی بود.

اما نکته جالب اینکه در آن زمان تنها ۱۵,۰۰۰ نفر از مردم لیبریا واجد شرایط شرکت کردن در انتخابات و رأی دادن بودند. با این وجود، کینگ به عنوان رییس جمهور انتخاب شده و نتیجه انتخابات توسط کمیسیون برگزاری تایید شد. به همین خاطر، رییس کمیسون ملی انتخابات لیبریا در دوره معاصر، این انتخابات را متقلبانه ترین انتخابات تاریخ دانست. چارلز دی بی کینگ از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ و به مدت ۱۰ سال ریاست جمهوری لیبریا را بر عهده داشت.

۲- داستان دختری که بهترین کمدین های تاریخ نیز نتوانستند او را بخندانند

در سال ۱۹۰۷، بازیگری به نام سوزان کلی در تئاتر ویکتوریایی هامرستین در نیویورک شروع به اجرای برنامه کرد. لقب او Sober Sue به معنای «سو موقر» یا «سو سنگین» بود زیرا هرگز نمی خندید و حتی لبخند هم نمی زد. به همین دلیل تئاتر مذکور جایزه ای ۱۰۰۰ دلاری برای کسی در نظر گرفت که بتواند این دختر را بخنداند. کمدین های بزرگی حضور یافته و سعی کردند او را بخندانند اما موفق نشدند. افراد بسیاری روی صحنه حاضر شده اند و خنده دارترین داستان هایشان را بازگو کردند تا سو را بخندانند اما هیچ کدام توفیقی در خنداندن او نداشتند.

هر بار که سو سنگین به روی صحنه می رفت جماعت بزرگی برای تماشای او حاضر می شدند. هیچ کسی به برنامه او علاقه نداشت اما می خواستند ببینند کسی می تواند او را بخنداند یا نه. پیشنهاد ۱۰۰۰ دلاری که در فصل تابستان مطرح شده بود در فصل پاییز نیز همچنان برقرار بود اما در فصل زمستان دیگر این پیشنهاد برداشته شد. بعدها مشخص شد هیچ کس نتوانسته سو را بخنداند زیر او به فلج صورت مبتلا بوده است. در واقع تمام ماجرا نقشه و فریبی برای جمع کردن مردم در تئاتر و جذب کردن بهترین کمدین ها و ستاره ها برای اجرای برنامه به صورت رایگان بوده است.

۳- در سال ۱۹۸۹، پپسی ششمین ارتش بزرگ جهان بود

در سال ۱۹۵۹، رییس جمهور دوایت آیزنهاور می خواست فرهنگ آمریکایی را به مردم اتحاد جماهیر شوروی معرفی کرده و آن ها را از مزایای کاپیتالیسم آگاه سازد. بدین ترتیب یک نمایشگاه ملی آمریکایی در مسکو راه اندازی شد تا ایدئولوژی های آمریکایی در آن به نمایش گذاشته شود. معاون رییس جمهور، ریچارد نیسکسون نیز برای شرکت در مراسم گشایش این نمایشگاه اعزام شد. آنجا بدو که نیکسون و نیکیتا خروشچف، رییس جمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی درگیری لفظی شدیدی بر سر دعوای سرمایه داری در مقابل کمونیسم داشتند. جروبحث آن ها تا جایی پیش رفت که معاون کمپانی پپسی مداخله کرده و یک فنجان نوشابه پپسی به خروشچف داد تا بنوشد و اعصابش آرام شود.

بعد از چند سال، مردم شوروی خواستار وارد کردن محصولات پپسی به صورت دائمی به کشورشان شدند. اما نمی توانستند این نوشیدنی خوشمزه را بخرند زیرا پول آن ها در جهان خریداری نداشت. وقتی دیگر راه حل ها به جایی نرسید، روس ها ۱۷ زیردریایی، یک ناوچه، یک ناوشکن و یک رزمناو را برای خرید این نوشیدنی به کمپانی پپسی دادند. ارزش کلی این قرارداد ۳ میلیارد دلار بود که پپسی را به ششمین ارتش بزرگ جهان در آن زمان تبدیل می کرد. اما پپسی بعدها این ناوان دریایی را به یک کمپانی سوئدی فروخت تا آن ها را اسقاط کند.

۴- در جریان جنگ اتریش و پروس در سال ۱۸۶۶، لیختن اشتاین ارتش ۸۰ نفره ای به جنگ فرستاد اما ۸۱ نفر برگشتند

در سال ۱۸۶۶ میلادی و در جریا نبرد بین اتریش و پروس، لیختن اشتاین ارتشی متشکل از ۸۰ نفر را برای محافظت از گذرگاه برنبر بین ایتالیا و اتریش اعزام کرد. همچنین نیروهای ذخیره متشکل از ۲۰ سرباز نیز آماده اعزام بودند.

اگر چه این ارتش برای محافظت از قلمرو لیختن اشتاین در مقابل ایتالیایی های متحد پروس اعزام شده بودند اما آنجا کاری برای انجام دادن نداشته و به دلیل رخ ندادن درگیری نظامی خاصی شروع به لذت بردن از منطقه کوهستانی، خوشگذرانی و عیاشی کردند. جنگ بین اتریش و پروس یک ماه و هشت روز ادامه یافت و با پیروزی پروس به پایان رسید. ارتش لیختن اشتاین نیز به خانه بازگشت و نکته جالب این بود که تعدادشان به ۸۱ نفر افزایش یافته بود. نه تنها ارتش لیختن اشتاین در این نبرد هیچ تلفاتی نداشته بلکه اضافه نیز شده بودند. در واقع یک افسر رابط اتریشی نیز همراه آن ها بود که دوست سربازان لیختن اشتاینی شده و با آن ها به وادوز آمده بود. برخی نیز او را یک فراری از نیروهای اتریشی و برخی دیگر یک افسر ایتالیایی عنوان کردند.

۵- در سال ۱۹۰۴، مسابقات ماراتن المپیک عجیب ترین اتفاقات تاریخ این مسابقات را در خود داشت

در مسابقات دو ماراتن المپیک ۱۹۰۴، مسابقه در گرم ترین روزهای سال و در مسیری ناهموار و خاکی برگزار شد که گرد و خاک و آلودگی هوا شرایطش را پیچیده تر کرده بود، به طوری که نفس کشیدن برای ورزشکاران دشوار شده بود. علاوه بر این، تنها یک ایستگاه آبرسانی در تمام طول مسابقه تعبیه شده بود که در فاصله ۱۲ مایلی محل شروع مسابقه بود. ۳۲ دونده مسابقه را شروع کردند اما تنها ۱۴ نفر به خط پایان رسیدند که آن را به کم ترین تعداد دونده تمام کننده دو ماراتن در تاریخ المپیک تبدیل می کرد. اولین دونده ای که به خط پایان رسید فرد لورز نام داشت و وقتی قرار شد مدال طلا به او داده شود، آلیس روزولت، دختر رییس جمهور وقت ایالات متحده، فاش کرد که لورز یک متقلب است.

بعدها جهانیان دریافتند که لورز پس از ۹ مایل دویدن دچار مصدومیت شده و یازده مایل بعدی را سوار بر خودرو پیموده است. دونده دیگری اهل کوبا به نام فلیکس کارواخال نیز بعد از احساس گرسنگی دست از دویدن کشید. بدین ترتیب در باغچه ای در طول مسیر ایستاد تا سیب بخورد اما دریافت که سیب ها گندیده هستند. او دچار ناراحتی معده شد و ناچار شد کنار جاده دراز بکشد و چرتی بزند. با این وجود او موفق شد به عنوان چهارمین دونده از خط پایان عبور کند.

دونده آفریقای جنوبی به نام تاونیان که دونده مشهوری بود نیز مورد تعقیب تعدادی سگ وحشی قرار گرفت و بعد از دردسر فراوان در فرار از دست سگ ها، به عنوان نفر نهم از خط پایان گذشت. ویلیام گارسا از کالیفرنیا نیز آنقدر گرد و خاک قورت داده بود که نزدیک بود از خونریزی معده بمیرد. در نهایت برنده مسابقه کسی نبود جز توماس هیکس آمریکایی که با رکورد سه ساعت و ۲۸ دقیقه به خط پایان رسید و بدترین رکورد دو ماراتن تاریخ المپیک را رقم زد.

دسته بندی مقالات
در ژانرها
در رده‌های سنی
جستجوهای پرتکرار
1 محصول
  • تایید و تکمیل خرید
    مجموع سبد
    0 تومان